introduction
◷
تاریخ انتشار: 1396/3/6 | ساعت: 6:41
یه روزی بیاین با خودتون خلوت کنین، ببینین واقعا اسم اون اصل هایی که واسه زندگیتون تعریف کردین چیه؟ اخلاق؟ دین؟ یا چارچوب؟ گاهی فقط برا خودمون چارچوب هایی داریم که توش چند تا بداخلاقی هم هست، چند تا رفتار ضدمذهب هم هست، اما چارچوب های ماست، قانون های ماست. و بهتره موقع معرفی خودمون هم بگیم چارچوبا
کاش زنش بودم...
◷
تاریخ انتشار: 1396/2/20 | ساعت: 2:23
چند هفته اس سوار اتوبوس خونه که میشم، تو ایستگاه سوم مرد و زنی از در عقب سوار میشن، روی آخرین جفت صندلی های ردیف سمت راننده تو بخش مردونه کنار هم میشینن و من تا ایستگاهی که پیاده میشن (کوچه پایینی ما) زل میزنم به گپ زدناشون. مرد میانساله، کلاه ماهیگی
I'm patient
◷
تاریخ انتشار: 1396/2/20 | ساعت: 2:23
آدمیزاد سنش که میره بالا عوض میشه. این قضیه هم قانون تک خطی نیست که برای همه یه جور صادق باشه. مثلا تا نوزده سالگی همه بچه باشن، تا سی همه خام باشن، تا پنجاه همه... ممکنه یکی سر هجده سالگیش زندگی ای واسه تعریف کردن داشته باشه که یکی دیگه تو مرز چهل س
شب آرزوها
◷
تاریخ انتشار: 1396/2/20 | ساعت: 2:23
امشب همینطور که هندزفری به گوش داشتم تو تاریکی خیابون قدم میزدم، تو دلم میگفتم خدایا چرا اون اون اون و اونو ندارم؟ میخوامش. میخوامش. بهم بده. صدایی از دست راست اومد که ببخشید، شما میخوای از خیابون رد شی؟ با تعجب گفتم نه! و همونطور به راهم ادامه دادم.
عادی شد برام
◷
تاریخ انتشار: 1396/2/20 | ساعت: 2:23
تو علم نظریه پردازی میگن اگه چیزی به دفعات زیاد و در شرایط کنترل نشده ی مختلف به همون شکل اولیه تکرار شد تبدیل میشه به قانون. بذار یکی از قانون هایی که بابت کشفش عمر و انرژی زیادی صرف کردم برات بگم. که با هم راز مشترک داشته باشیم. ها؟اگه کسی بهت حرفی
ماجراهای تهران
◷
تاریخ انتشار: 1396/2/20 | ساعت: 2:23
این روزا هرکی از در دفتر ما میاد تو با یه عقیده سیاسی رو کولش میاد. عقیدشو میذاره زمین، همونطور که داره کار سفارش میده در عقیدشو باز میکنه هوا بخوره، بعد کم کم عقایدش مثل تف وسط حرف میپاچن بیرون. از حسرت برای نبودن احمدی نژاد گرفته تا نقد قرارداد 203
انختاتات
◷
تاریخ انتشار: 1396/1/20 | ساعت: 2:41
چند ساله که جلوی دوربین صدا و سیما میگین "وعده هاشونو فراموش نکنن، به فکر مسکن و اشتغال باشن، شعار ندن..." چند سال دیگه میخواین جلوی دوربین صدا و سیما تو میدون تجریش و بازار بایستید و عین توده های بی خاصیت رفتار کنید؟ بعد چین و سنگاپور و امریکا رو واسه مردم عادی شبیه خودتون مثال بزنید؟
همرنگ جماعت
◷
تاریخ انتشار: 1396/1/20 | ساعت: 2:41
شده بین آدمای اشتباه مونده باشی و به خودت، فرق هایی که با اونا داری، اشتباه بودن همزمان همشون با هم شک کنی و فک کنی مگه میشه همه غلط باشن، فقط من خوب؟ که فک کنی حتما تو غلطی و خودت خبر نداری! شده تا این حد ندونی چی درست و چی غلطه؟ بعد از خودت، هم به خاطر بد بودنت هم به خاطر نادونیت نسبت به اینهمه بد
وقتی گناهو طبیعت نرمال زندگیت بدونی
◷
تاریخ انتشار: 1396/1/20 | ساعت: 2:41
در فیلم دوازده سال بردگی، آفت به مزرعه پنبه آقای ایکس میزنه و او مستاصل و بیچاره می ایسته روبروی مزرعه و میگه "مگه من چه گناهی به درگاه خدا کردم که اینطور جوابمو میده؟ من که به کسی ظلم نمیکنم!" در سکانس بعد او داره به برده های سیاهش فحاشی میکنه و شلاقشون میزنه و معتقده آفت اونان!
روانی آزاد
◷
تاریخ انتشار: 1396/1/9 | ساعت: 13:32
م را همان روز که س جواب سلامش را نداد کنار گذاشتم. چون خوب میدانستم که س آدم بچه بازی و کارهای بی فکر و منطق نیست و حتما م جزو مزخرف ترین آدمهای مملکت است که اینجوری کنارش گذاشته. من هم همان روز کنارش گذاشتم اما جایی هم برای عوض کردن نظرم خالی نگه داشته بودم. خودم شناختمش و صبر کردم او خودش ثابت کند
چایت را بنوش بابا
◷
تاریخ انتشار: 1396/1/8 | ساعت: 1:08
یه آدمایی داریم که مث فرش ماشینی ان. جلوشونو نگیریم سر میخورن میان جلو میان تو! ینی خودشون حد و مرز خودشونو نمیدونن. اگه وا بدی وا میرن و بعد ترمز که کنی سر خوردناشونو انکار میکنن و برا خود تو حرف درمیارن و به همین روش کثیف "انکار" خودشونو موجه نشون میدن. بعد خودشون اصلا و ابدا متوجه این حجم
نیم کیلویی
◷
تاریخ انتشار: 1396/1/3 | ساعت: 0:43
نمیدونم کی اولین بار نشست متنی نوشت با جمله های اگه ازم بدی دیدین حلال کنین و غیره و شب قدر و دم تحویل بهار فرستادش برای این و اون، و کی بود که مقلد خوبی بود براش و کیا بودن که ایضا؟!! اما کاش بس کنیم. تقلید از کاری که نه تنها غلطه که به نظر سفیهانه میادو بس کنیم و دیگه تکرارش نکنیم. حلالیت خواستن ا
انقراض
◷
تاریخ انتشار: 1395/12/26 | ساعت: 16:21
از نوجوونی برام سوال بود که تو صدای بلند ترقه و نارنجک و بمب دستی، تو دود سیاه آتیش های یکی دو متری و آسیبی که به آسفالت میزنه، تو حمله به دیوارهای ساختمون های شهر و سیاه کردنش با مواد منفجره و مخصوصا تو نارنجک زیر پای بقیه انداختن و تماشای لرز و رنگ زردشون چه لذتی برای یه آدم از نظر روانی "سالم" می
مزرعۀ حیوانات وحشی
◷
تاریخ انتشار: 1395/12/23 | ساعت: 17:48
نمیدونم، شاید سبک زندگی قبل از انقلاب اینجوری بوده که حالا پدر و مادرهای ما جوونهای شاه ندیده و انقلاب ندیده همیشه اصرار دارن که "برو حقتو بگیر" حتی اگه خیلی چیزا دیگه واسه مردم این کشور حق نباشه بلکه توقعات بیجا و وقیحانه باشه. چند روز پیش تو شهرکتاب بودیم و داشتیم از سهم تخفیف شهروندیمون برای
اعتماد به نفسش تو دیوار بود
◷
تاریخ انتشار: 1395/12/20 | ساعت: 6:53
از آدمایی که اعتماد به نفس ندارن ولی تظاهر میکنن که دارن خوشم میاد. نداشتن اعتماد به نفس باعث میشه آدم متواضعی باشی. خودتو از اون چه که هستی هم کمتر معرفی میکنی. بعد که آدم میشناستت و میفهمه اونقدرها هم کوچیک که میگفتی نیستی حظ میکنه. و تظاهر به داشتن اعتماد به نفس ازت یه شخصیت مقتدر میسازه نه یه خو...
یکی رو، یکی زیر...
◷
تاریخ انتشار: 1395/12/20 | ساعت: 6:53
شال گردن فرق داره. وقتی واسه کسی شال میبافی داری براش قصه ای میبافی که تا ابد ادامه داره. تو تک تک دونه های زیر و روی کاموا. آدم وقتی داره یکی زیر یکی رو میل میزنه حواسش از زل زدن به تکرار دونه ها پرت زندگیش میشه، همه چی میاد جلو چشمش. یاد تمام روزاش، آدماش، اتفاقاش میفته. گاهی اخم، گاهی خنده میکنه....
سانسورچی
◷
تاریخ انتشار: 1395/12/20 | ساعت: 6:53
چند روز پیش یکی از بچه های اینستاگرام پیج دوم ساخت. برای اینکه تو پیج اولش فامیل و دوست و آشناهایی میخوندنش و میدیدنش که مجبور بود براشون سانسور شه. از سانسور کردن خودش تا این حد حالش بد شده بود! یادم اومد منم چقدر طفلکی ام. چقدر خودمو تو عکسام، تو حرفای اینستام سانسور کردم. چقدر از بی پردگی وبلاگم ...
خلاصه خوبی هاست!
◷
تاریخ انتشار: 1395/12/20 | ساعت: 6:53
این زندگی خیلی از آدماس؛ که باید جون بکنن نه برای اینکه به چیزی برسن، برای اینکه چیزی که هستن باقی بمونن و خودشونو از خورده شدن با دندونای گرگ های شبیه آدم نجات بدن...
بیداری؟
◷
تاریخ انتشار: 1395/12/5 | ساعت: 20:13
"باهام حرف بزن" قشنگ ترین مظلوم ترین جمله ی دنیاست.چیزی بیشتر از محبت توشه.متفاوت از نیاز.که با صدات، با حرفات میخواد دقیقه هاش رد شن.که میخواد حالای عمرش با تو بگذره.
پلاسکو
◷
تاریخ انتشار: 1395/12/5 | ساعت: 20:13
یه نقطه ته خط باید بیادیه خط زمان هم باید روش بگذرهآدم درداشو کهنه که بشن میفرسته لای خاطراتش، میشن خاطرات زهردیگه سمت جمهوری هم بری بغض میکنیپیر میشی و یکی از دردات از شهرت پلاسکو و قصه اش شده...