بالغانه
آدم عاقل جلوی حکومت احساسشو به زندگیش میگیره. مثلا هرچی دلش خواست نمیخره و کمی هم پس انداز میکنه، یا وقتی روز به روز بیشتر عاشق کسی میشه که نباید میشده این عشقو مطرح نمیکنه. آدمای عاقل ای کاش های کمتری دارن چون تصمیم های منطقی تر و آینده بینانه تری میگیرن، ولی سکوت ها و صبرهای دردناکی دارن. خیلی درد...
سرزمین مادری
اولین بار که تلویزیون مملکت مصاحبه طنزی پخش کرد با سوال "الفبا رو به ترتیب بگو" و دیدم فقط یه دختر جوون بلد بود، فقط، و فقط، باورم نشد راست باشه. مثل همه ی مصاحبه های رسانه ی مملکت که آدم باورش نمیشه اون آدما و اون حرفا صادقانه و بی سانسورن. حالا هربار که میخوام کسیو قانع کنم که کاربرد فلان واژه اشت...
همسایه
ما از بعضی آدما خوشمون میاد. چون با بقیه فرق های هیجان انگیز دارن. مثلا خیلی شیطونن و پر از انرژی زندگی، یا خیلی هنرمند و خلاق، یا خیلی خونگرم و رفیق باز و اهل سفر؛ بعد دلمون میخواد این آدما رو به دست بیاریم تا مال ما باشن، با ما باشن، که ما صاحب این فرق های هیجان انگیز اونا با بقیه باشیم و زندگیمون...
علیه زنان
اگه روزگاری رو سپری میکنید که درگیر تعصب های سفت و سخت مذهبی و سیاسی و فرهنگی و هرچی هستید، تلاش کنید ازش بیرون بیاید. دنیا خیلی بزرگ تر از اون چارچوب تنگ و تاریکیه که از توش بودن به خودتون مفتخرید. دنیا رو قد خودتون کوتاه نبینید. بعد که از این شرایط آمدید بیرون و بزرگی دنیا رو به چشم دیدید، اون وقت...
kind of you
باور داشتم که اینکه جواب محبتو ندی، برعکس بدی، فراموشش کنی، بگی "منکه ازت نخواستم میخواستی نکنی" و حتی انکار کنی، طبیعیه. باورم شده بود که باید قبل محبت کردن به آدما فکر کنم که اونقدر بزرگ هستم که کاری براش کنم و بعد که دلمو شکست و زیر پامو خالی کرد منتشو حتی تو دل خودم نذارم سرش؟ اونقدر بی توقع باش...
الف با
اولین بار که تلویزیون مملکت مصاحبه طنزی پخش کرد با سوال "الفبا رو به ترتیب بگو" و دیدم فقط یه دختر جوون بلد بود، فقط، و فقط، باورم نشد راست باشه. مثل همه ی مصاحبه های رسانه ی مملکت که آدم باورش نمیشه اون آدما و اون حرفا صادقانه و بی سانسورن. حالا هربار که میخوام کسیو قانع کنم که کاربرد فلان واژه اشت...
عشقای قبل از تو، سوءتفاهم بود...
دراز کشیده بودیم کف خونه و داشت برام اصول حسابداری رو میگفت. کاغذ از دستش میفتاد و چشماش بسته میشد، بعد چند ثانیه بیدار میشد و ادامه میداد. یاد شبایی افتادم که کتاب توی دستم میفتاد رو سینه ام و خواب شب چشامو میدزدید، فهمیدم چقدر خسته و محتاج خوابه اما داره بخاطر من چشاشو باز نگه میداره. او عددای روی...
دلشکسته
چیزی مثل برق تو قلبت جمع میشه بعد میاد از تو دستات رد میشه و میره بیرون. یه بار. دو بار. سه بار تکرار میشه. با نفس کشیدنات نبض میگیره و نفستو تنگ میکنه. رفت و آمدش تموم که میشه پشت پلکت آب جمع میشه. زیاده و اگه خیلی جلوشو بگیری هم چشمات نمدار میشه. آدم در این وضعیت نه حرفش میاد نه کارش نه اشتهاش. آد...
هاریت
خیلی وقتا به حساب تربیت خانوادگیم واسه رعایت ادب جدی و روراست نبودم، واسه رعایت احترام زیادی تارف کردم، مهربونی های بیش از حد همیشگیمو کنترل نکردم و خودمو اینقدر پایین آوردم که رسیدم پیش پای آدمای بی ارزش و اونا لهم کردن. بعد با افسار پاره کرده هایی طرف شدم که... باز بلد نبودم از خودم برنجونمشون.آدم...
سی و هشت درصد
بیدار میشدم، ساعتو نگاه میکردم، هیچوقت صبح نشده بود. تو خواب و بیداری میگفتم چرا صبح نمیشه؟ و سعی میکردم باز بخوابم. به زور. تا حالا به زور خوابیدی؟ صبح زود بیدار میشدم. قدم میزدم. چای دم میکردم. منتظر نور به پنجره نگاه میکردم. منتظر صدا و رفت و آمد و شلوغی میشدم. باید از تنهایی و فکراش فرار میکردم....
قصه گو
دارم فکر میکنم این روزها هم تمام میشود، من میمانم و کلی قصه از آدمهای عجیبی که توی بیست و پنج سالگی مرا دوست داشتند و من نداشتم، یا آدمهایی که من دوستشان داشتم و آنها...
به نام او
اعتراف میکنم قرارهایی رو که تو میدون تجریش باهام گذاشتین و کنسل کردم، اگه مثلا نارمک بود، اگه دیباجی بود، صادقیه یا راه آهن بود میومدم. اعتراف میکنم که خیلی وقتا تا مرز لباس پوشیدن و بند کفش سفت کردن پیش میرفتم اما...
آزمون
1. موقعیت جغرافیایی ایران را رسم کنید؟ (2 نمره)2. چند نمونه از پرکاربردترین اصطلاحات عامیانه فارسی زبانان را بنویسید. (1.75 نمره)3. دین رسمی ایران چیست؟ (0.25 نمره)4. فرهنگ جاری و واقعی و باورهای سنتی ایرانی ها را با ذکر مثال توضیح دهید. (10 نمره) - راهنمایی: به کامنت های فارسی زیر عکسهای گلشیفته فر...
انگ ال
قبلا گفته بودم که زن ایرانی بودن چقدر سخته؟ یا الان اولین باره دارم میگم زن بودن تو ایران خیلی سخته؟ ما دخترای ایرانی مجرم متولد میشیم، کثیف هم از دنیا میریم، مگر اینکه شانس بیاریم، عوض نشیم، هیچوقت به هیچ قانونی شک نکنیم، هیچوقت زندگی بهتر از مادرامون رو نخوایم، به همون سر به زیری و مظلومیت مادربزر...
پیچک
به آدمایی که نشونه های خاص دارن دل نبندین. به چشمای سبز و طوسی، به انگشتای کشیده، به لهجه ها، به کسایی که دانشگاه خاصی درس میخونن یا عاشق پرواز و قیمه و گیتارن. به آدمایی که اگه نباشن، سوار هواپیما شدن و غذا خوردن و معاشرت با آدمای چشم رنگی رو براتون زهر مار میکنن، زندگیتونو پر از خاطره میکنن. به ای...
دوستت داشته
حس خوبیه که یه روز بفهمی یه نفر مدتها دوستت داشته و بهت نمیگفته. بعد روزها و روزها دلت گرم مرور هفته ها و ماه هایی میشه که تو بی خبر بودی و یه نفر از دور عاشقت بوده. بعد تک تک نگاه ها و لبخندها و کلمه هاش یادت میاد و به اتفاق های ساده معمولی، عشق نسبت میدی؛ میشه یه عشق بازی حسابی؛ قند تو دلت آب میشه...
تقویم زندگی
بعضی آدما اول تقویمن. تاریخ اومدنشون نقطه عطف بخشی از زندگیه. که زندگیت میشه دوران قبل اون و روزای بعد اون. این اومدن و رفتنا همون حقیقت تلخیه که دلیل حسرت بزرگترامون بود وقتی بچه بودیم. که "آی چه دورانی داری تو، ازش لذت ببر" گفتنا و نفهمیدنای ما مال این "زنده گی" کردنه بود. خیلیه که کسی شده باشی وا...
دوستش داشتم
آدم حرف که میزنه حالش بهتر میشه. مثلا به یه نفر میگه فلانیو دوست داره، بعد اینکه اون نمیدونه دوسش داره دیگه اونقدر اذیتش نمیکنه. اعترافشو کرده. حالا گیریم هیچوقت هم نخواد به خود طرف بگه. دوست داشتنش لااقل جایی خودنمایی کرده. تلف نشده. این آدمو سبک میکنه.