مثلا حرف میزد، میشنیدم اما گوش نمیکردم. مثلا حرف میزدم اما جمله بندی هایم مثل همیشه نبود، درست نبود، کوتاه ترین ها و بی تفاوت ترین اظهار نظرها بود. مثلا فکر میکردم اما طولانی تر. به نتیجه میرسیدم اما دیرتر. مثلا عجول شده بودم و بی فکر کارهایی میکردم و حرف هایی میزدم که بعدش پشیمان میشدم. بعد بخاطر اینهمه پشیمانی از خودم متنفر میشدم.
وقتی حجم زیادی غم روی دلم بود اینجوری میشدم...
برچسب: تجمع,تجمع اندرويد العراق,تجمع مياه,تجمع فاستقم كما أمرت,تجمع دهه هشتادی ها,تجمعني بيكم,تجمع بیمارستان جم,تجمع احرار اليمن,تجمعنا,تجمع سرايا ثوار الزنتان,
نویسنده: باران نظری
تاريخ: جمعه
30 مهر
1395 ساعت: 19:02